قند عسلم دو ماهه شد
روزها به سرعت میگذرن و پسرکم قد میکشه و بزرگ میشه
انگار همین دیروز بود که از لگد زدنات توی شکمم ذوق میکردم
حتی یه لحظه هم بدون تو نمیتونم زنده باشم عشق کوچولوی من!
انگار یه تیکه از وجودم شدی وقتی چند دقیقه پیشم نیستی(خونه ی مامان جون هستی) حس میکنم یه قسمت از وجودم نیست!!!
دلم همش پیشته.نمیتونم جای خالیت رو ببینم عزیزم
همیشه صحیح و سالم باشی ان شالله
هفته ی پیش حس میکردم داری سرما میخوری بردمت پیش دکتر اعلایی
53 روزت بود ماشالله هزار ماشاله قد و وزنت عااالی بود
وزنت:6کیلو گرم
قدت:60سانتی متر
خیلی هوشیار شدی
خنده هات زیاد شده
دوس داری دائم یکی باهات حرف بزنه و بازی کنه
تو این هفته باید واکسن دوماهگیت رو بزنیم؛خیلی میترسم!چون ممکنه تب کنی
جمعه من مریض شدم تب و لرز شدید و بدن درد وحشتناااک!
همش میترسیدم تو هم از من بگیری, رفتیم خونه مامان جون و شب موندیم تا مامان جون ازمون مراقبت کنه
تا صبح نخوابیدی!! 
دیشب هم که خونهی خودمون بودیم تا 4ونیم صبح گریه میکردی نمیدونم چرا!!!
ازون موقع هم خوابیدی که خوابیدی!!!
میترسم تو هم مریض شده باشی خدای نکرده!
البته منکه دائم ماسک روی صورتمه با اینکه حالم بهتر شده.ولی متاسفانه بعضیا اصلا رعایت نمیکنن!
خبر جدید این روزا که برات ننوشتم اینه که زندایی جون؛مامان ملینا بارداره.دو هفته پیش که رفته بود سونوگرافی فهمید که دو تا جوجو تو دلشه

همه سورپرایز شدیم
ان شاله که صحیح و سالم بدنیا بیان
چه پا قدمی داشتی خوشگلِ من
خدایا شکرتتتتت بخاطر وجود این پسرک دوست داشتنی
از چشم بد دور نگهش دار
خودت حافظ و نگهدارش باش




هزاااار ماشالله به پسرم



قند عسلم دو ماهه شد 
